تبليغاتX
همیشه عاشق تو - love me

همیشه عاشق تو - love me

راه ما از هم جدا شد

 


 

راه ما از هم جدا شد گریه سهم چشم من شد

قصمون قصه ی تلخ ریشه و تبر زدن شد

من كه عاشق تو بودم تو چرا عاشق نبودی

تو چرا تو بازی عشق با دلم صادق نبودی


راه ما از هم جدا شد  این تموم ماجرا نیست

رفتی اما تا همیشه  دل من از تو جدا نیست

هیشكی فكرشو نمیكرد  كه جدا بشی تو از من

حالا كه آخر راهیم  مثل من بغضتو بشكن


درد من یكی دوتا نیست غصه هام یه آسمونه

جای دلخوشی نذاشته رسم تلخ این زمونه

من كه عاشق تو بودم ، تو چرا عاشق نبودی

تو چرا تو بازی عشق با دلم صادق نبودی

 
+ نوشته شده در  شنبه دوم بهمن 1389ساعت 12:6  توسط گیتی  | 

این لحظه ی غمگینُ

 

 

 امروزو یادت باشه / این لحظه ی غمگینُ

 

این بغض نفس گیرو / این سکوت سنگینُ

 

 امروزو یادت باشه / این حال پریشونو

 

این لرزش دستارو / این چشمای گریونو

 

 حالا که ازم سیری / امروزو یادت باشه

 

حالا که داری می ری / امروزو یادت باشه

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم بهمن 1389ساعت 10:19  توسط گیتی  | 

یه حرفی مونده تو دلم

 

 

                                                  یه حرفی مونده تو دلم
 

می خوام که تقدیمت کنم

 

می خوام بشم مثل خودت

 

یه خرده تحقیرت کنم

 

چطور دلت اومد منو بفروشی به کس دیگه

 

ولم کنی روزای سخت

 

بگو که اسم این چیه ؟؟

 

می خوام بگم با عشق من چه بازیا نکردی تو

 

 

یکی میاد من مـــی دونم

 

یکی که میشکنه تو رو

 

تنهات میزاره و میــره

 

میگیره انتقاممو

 

اونوقته که دل تو هم

 

میسوزه مثل دل من

 

می خوای سراغ من بیای ؟

 

نه دیگه حرفشم نزن

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم بهمن 1389ساعت 9:54  توسط گیتی  | 

...

 

http://www.pik98.com/images/f62ivs3gnk4qq4rih.gif

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 13:54  توسط گیتی  | 

باران

 

http://www.pik98.com/images/u208x5ocf5jlrp83lyh.gif

 


برای توی که باران را میفهمی ولی مرا هرگز ...

 

حالا که همراهی ام نمیکنی تا رنگین کمان فردا

 

پس چترم را با خود ببر  مبادا که خیس شوی

 

چترم را با خود ببر ... کوچه سخت بارانیست ...

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 13:51  توسط گیتی  | 

دلم میخواد بمیرم

 

 

تو سینه این دل من میخواد آتیش بگیره


مونده سر دوراهی چه راهی پیش بگیره


یکی حالا پیدا شده قدر اونو میدونه


رگ خواب یار منو رقیب من میدونه


یکی حالا پیدا شده قدر اونو میدونه


رگ خواب یار منو رقیب من میدونه



وای دارم آتیش میگیرم


دیگه از غصه و غم


دلم میخواد بمیرم


وای اگه برگرده پیشم


براش پروانه میشم


ازش جدا نمیشم


نمی تونه مرغ دلم از حسودی بخونه


نمی دونه روی کدوم شاخه باید بمونه



اگه یه روز ببینم کسی براش میمیره


حسودی رو میاره دلم آتیش میگیره


میترسم حرفای خوبی توی گوشش بخونه


میترسم اون تا به سحر تو خلوتش بمونه


وای دارم آتیش میگیرم


دیگه از غصه و غم


دلم میخواد بمیرم


وای اگه برگرده پیشم


براش پروانه میشم


ازش جدا نمیشم


یکی حالا پیدا شده قدر اونو میدونه


رگ خواب یار منو رقیب من میدونه


یکی حالا پیدا شده قدر اونو میدونه


رگ خواب یار منو رقیب من میدونه

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 13:32  توسط گیتی  | 

دنبال عشق

 

 

هرگز به دنبال کسی نباش که

 

    بتونی باهاش زندگی کنی   

   

 بلکه به دنبال کسی باش که

 

نتونی بی اون زندگی کنی

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 13:26  توسط گیتی  | 

دهکده ی عشق

 

 

من در این دهکده عشق تو را می خوانم

 


وز پس آیینه ها نام تو را می بینم

 


در دلم عشق تو را می کارم

 

در سرم بوی تو را می فهمم

 

در نگاهم خم ابروی تو را می نگرم

 

در گلویم بغض تو را می شکنم

 

من در این دهکده عشق تو را می خوانم ...



من گنه کردم تو بخشایش بکن


من گرفتارم تو آزادم بکن


سر به سودای تو دارم


من خرابم تو آرامم بکن


+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 13:21  توسط گیتی  | 

عاشق تو شدم دیگه

 

 

چند روزه که دلم می گه ،

 

 عاشق تو شدم دیگه

 


فقط می ترسم که بگی ،

 

خسته شدم از تو دیگه

 


حس می کنم که این روزا ،

 

 بدجوری عاشقت شدم

 


نه عادته ، نه یک هوس ،

 

برام شدی مثل نفس



من تو بهشتم و تو فرشتمی ،

 

 تو مال منی و تو گل منی


اگه دنیا رو هم بدن به جای تو

 

 فقط تویی که تو سرنوشتمی


دنیا رو گشتم تا رسیدم به تو ،

 

 فرق می کنه واسه من چشمای تو


آره ، دوست دارم من تا پای جون ،

 

هر چی بخوای می دم ، تو پیشم بمون



چند روزه که دلم می گه ، عاشق تو شدم دیگه


فقط می ترسم که بگی ، خسته شدم از تو دیگه


حس می کنم که این روزا ، بدجوری عاشقت شدم


نه عادته ، نه یک هوس ، برام شدی مثل نفس



من تو بهشتم و تو فرشتمی ،

 

 تو مال منی و تو گل منی


اگه دنیا رو هم بدن به جای تو ،

 

 فقط تویی که تو سرنوشتمی


دنیا رو گشتم تا رسیدم به تو ،

 

 فرق می کنه واسه من چشمای تو


آره ، دوست دارم من تا پای جون ،

 

 هر چی بخوای می دم ، تو پیشم بمون

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 13:10  توسط گیتی  | 

شعله سوزنده عشق

 

 

باز در چهره خاموش خیال

 

خنده زد چشم گناه آموزت

 

باز من ماندم و در غربت دل

 

حسرت بوسه هستی سوزت

 

باز من ماندم و یك مشت هوس

 

 باز من ماندم و یك مشت امید

 

 یاد آن پرتو سوزنده عشق

 

 كه ز چشمت به دل من تابید

  

باز در خلوت من دست خیال

  

صورت شاد ترا نقش نمود

 

بر لبانت هوس مستی ریخت

 

 در نگاهت عطش طوفان بود

 

یاد آن شب كه ترا دیدم و گفت

 

دل من با دلت افسانه عشق

 

چشم من دید در آن چشم سیاه

 

نگهی تشنه و دیوانه عشق

 

یاد آن بوسه كه هنگام وداع

 

 بر لبم شعله حسرت افروخت

 

یاد آن خنده بیرنگ و خموش

 

كه سراپای وجودم را سوخت

 

 رفتی و در دل من ماند به جای

 

عشقی آلوده به نومیدی و درد

 

نگهی گمشده در پرده اشك

 

حسرتی یخ زده در خنده سرد

 

آه اگر باز بسویم آیی

 

دیگر از كف ندهم آسانت

 

ترسم این شعله سوزنده عشق

 

آخر آتش فكند بر جانت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 14:28  توسط گیتی  | 

تنهايي

 

 



چرا دل من چنين سخت مي تــــــپد؟



چيست كه در درون من غوغا مي كند ومرا



به اضطراب مي افكند؟



مثل اين است كه كسي در خانه مرا مي كوبد



راستي چرا چراغ نيم مرده ي من با نور ضعيف



خود ديدگان مرا چنين خيره مي كند؟



اي خدا! چرا سراپاي من ارام ارام مي لرزد؟



كيست كه به ديدار من امده ؟



كيست كه مرا اهسته صدا مي كند؟



هيچ كس ! تنــــــــــها هستم



فقط ساعت ديواري است كه زنگ ميزند



اوه اي تـــــنهايي! تنهايي

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 14:17  توسط گیتی  | 

مهربانم، ای دوست!

 

 

مهربانم ای دوست!!

 

یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا

 

بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو

 

تک و تنها، به تو می اندیشد

 

و کمی،

 

دلش از دوری تو دلگیر است....

 

مهربانم، ای دوست!

 

یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که چشمش ،

 

به رهت دوخته بر در مانده

 

و شب و روز دعایش اینست؛

 

زیر این سقف بلند،  هر کجایی هستی، به سلامت باشی

 

و دلت همواره، محو شادی  و تبسم باشد...

 

مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛

 

یک نفر هست که دنیایش را،

 

همه هستی و رؤیایش را،

 

به شکوفایی احساس تو، پیوند زده

 

و دلش می خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد....

 

مهربانم، ای خوب!

 

یک نفر هست که با تو

 

تک و تنها، با تو

 

پر اندیشه و شعر است و شعور!

 

پر احساس و خیال است و سرور!

 

مهربانم، ای یار، یاد قلبت باشد؛

 

یک نفر هست  دعا می کند این بار که تو

 

با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی

 

و پر از عاطفه و عشق و امید

 

به شب معجزه و آبی فردا برسی…

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 17:41  توسط گیتی  | 

چه جوری یه روز ازت جدا شم؟

 

كی دل سنگ سنگت

 

از دل من خبر داشت

 

اشكای گرم گرمم

 

كی تو دلت اثرداشت

 

وقتی هنوز به یادت

 

گریه میاد سراغم

 

عشق تو هستم انگار

 

پیش تو داده باقی

 

قلب منی

 

چه جوری یه روز ازت جداشم

 

عشق منی

 

نمیشه دوست نداشته باشم

 

قلب منی

 

چه جوری یه روز ازت جداشم

 

عشق منی

 

نمیشه دوست نداشته باشم

 

 

فكر می كنم تو مهربون

 

هنوز دلت پیش منه

 

ببین یه عاشق چه جوری

 

هی خودش و گول میزنه

 

فكر می كنم من بمیرم

 

عمر تو هم تموم بشه

 

ببین یه عاشق چه جوری

 

اسیر قلب پاكشه

 

قلب منی

 

چه جوری یه روز ازت جداشم

 

عشق منی

 

نمیشه دوست نداشته باشم

 

قلب منی

 

چه جوری یه روز ازت جداشم

 

عشق منی

 

نمیشه دوست نداشته باشم

 

 

به من می گفتی كه منو دوست داری

 

می ترسیدم من نباشم دق كنی

 

اما تو كه عاشق من نبودی

 

فقط می خواستی منو عاشق كنی

 

آه كه هنوز بی تو پریشونه دل

 

آه كه هنوز ساده ساده هستم

 

هنوز همون اسیر بی پناهی

 

كه زندگیش و به تو داده هستم

 

قلب منی

 

چه جوری یه روز ازت جداشم

 

عشق منی

 

نمیشه دوست نداشته باشم

 

قلب منی

 

چه جوری یه روز ازت جداشم

 

عشق منی

 

نمیشه دوست نداشته باشم

 

 

فكر می كنم تو مهربون

 

هنوز دلت پیش منه

 

ببین یه عاشق چه جوری

 

هی خودش و گول میزنه

 

فكر می كنم من بمیرم

 

عمر تو هم تموم بشه

 

ببین یه عاشق چه جوری

 

اسیر قلب پاكشه

 

قلب منی

 

چه جوری یه روز ازت جداشم

 

عشق منی

 

نمیشه دوست نداشته باشم

 

قلب منی

 

چه جوری یه روز ازت جداشم

 

عشق منی

 

نمیشه دوست نداشته باشم

 

 

به من می گفتی كه منو دوست داری

 

می ترسیدم من نباشم دق كنی

 

اما تو كه عاشق من نبودی

 

فقط می خواستی منو عاشق كنی

 

آه كه هنوز بی تو پریشونه دل

 

آه كه هنوز ساده ساده هستم

 

هنوز همون اسیر بی پناهی

 

كه زندگیش و به تو داده هستم

 

قلب منی

 

چه جوری یه روز ازت جداشم

 

عشق منی

 

نمیشه دوست نداشته باشم

 

قلب منی

 

چه جوری یه روز ازت جداشم

 

عشق منی

 

نمیشه دوست نداشته باشم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 18:22  توسط گیتی  | 

چشمم بارونیه

 

 

لحظه ها دارند پشت سر هم می گذرند


یه بغض عجیب وسنگین تو گلوم جاریه


چشمم بارونیه


تو تمام وجودم طوفان عشقت بیداد می کنه


وموج یادت قایق ذهنمو به صخره های جنون می کوبه


باور کن تو این زمستون سرد بی مهری درخت وجودم


بی گرمای خورشید محبت تو یخ می زنه


وای که دل کویریم لک زده واسه بارون نگاهت


بدون تو فاصله بین انگشتامو با انگشتای کی پر کنم؟


خودت گفتی این فاصله واسه اینه

 

 که با انگشتای یکی دیگه پر بشه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 14:54  توسط گیتی  | 

با تو میمونم واسه همیشه

 

 

میمیرم برات              میمیرم برات...

 

نمیدونستی میمیرم بی توو بدون چشات

 

رفتی از برم

 

 نمیدونستی که دلم بسته به ساز صدات

 

آرزومه که میدونستی که من میمیرم برات

 

میمیرم برات                         میمیرم...

 

عاشقم هنوز                  عاشقم هنوز...

 

نمیخوام میون تاریکی من تو حروم بشی

 

نمیخوام ازت...

 

نمیخوام مثه یه شمع بسوزی تا تموم بشی

 

برو تو بزرگی میخوام که فقط آرزوم بشی

 

آرزوم بشی

 

عاشقم هنوز...

 

میمیرم برات

 


 میمیرم بی تو

 

 خوندن من یه بهانست یه سرود عاشقانست

 

من برات ترانه میگم تا بدونی که باهاتم

 

تو خود دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه

 

 میمیرم بی تو

 

 من عشقت رو به همه دنیا نمیدم

 

حتی یادت رو به کوهو دریا نمیدم 

 

 با تو میمونم واسه همیشه  

 

اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم

 

واست ممیرم جواب دنیا رو میدم

 

 با تو میمونم واسه همیشه

 

من عشقت رو به همه دنیا نمیدم

 

 حتی یادت رو به کوهو دریا نمیدم

 

 با تو میمونم واسه همیشه

 

خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک میکنم 

 

 توی تنهاییام فقط به تو فکر میکنم

 

 با تو میمونم واسه همیشه 

 

اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم  

 

واست ممیرم جواب دنیا رو میدم 

 

 با تو میمونم واسه همیشه

 

خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک میکنم 

 

 توی تنهاییام فقط به تو فکر میکنم 

 

 با تو میمونم واسه همیشه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 14:43  توسط گیتی  | 

تو

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 14:51  توسط گیتی 

چقدر لحظه حقیر می شود

 

 

 

 چقدر لحظه حقیر می شود

 

وقتی که ما رو در کنار هم می بیند ...

 

چقدر این ثانیه ها شکسته می شوند

 

وقتی که تو دوستم می داری ...

 

چقدر دلتنگی هایم خلاصه می شود

 

وقتی که چشمانت رو به چشمانم می نشیند ...

 

چقدر خوب است که تو اینجایی کنار من ...

 

دست در دست

 

چقدر این خاطره ها دیدنی می شوند

 

وقتی ما در کنار هم به مرورشان مشغول می شویم

 

چقدر دوستت دارم و چقدر دوستم داری !

 

چقدر زیباست که من برای تو می نویسم  ...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 14:36  توسط گیتی  | 

هيچ چيزم برام مهم نيست

 

 

هر چی که بودی برای من کسی بودی که درکم ميکرد

 

کسی که وقتی دلم مي گرفت و ميخواستم

 

 گريه کنم به گريه هام نمي خنديد

 

کسی که فقط منو برای خودم می خواست

 

کسی که با خدا عهد بسته بودم

 

اگه ازم بگيريش ديگه هيچ اميدی ندارم

 

ولی مثل اينکه قرار بود همين بشه

 

حالا با رفتن تو فقط می خوام که روزها بگذره

 

 و هيچ چيزم برام مهم نيست

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 14:32  توسط گیتی  | 

ارزش یک احساس به شدت آن نیست

 

 

 

ارزش یک احساس به شدت آن نیست به مدت آن است

 

 

من تو را به مدت بودنم دوست دارم

 

ای عزیز دل ... دوستت دارم ...

 

 نه فقط به خاطر چراغانی چشمانت

 

 به خاطر تمام آنچه بر من ارزانی داشتی ...



عشق را ... چگونه بودن را ...

 

دوستت دارم ، و همیشه خواهم داشت ...



قشنگ نازنين من كه تو باشي ديگر

 

 از هيچ نگاه هراساني هراس ندارم

 

قشنگی دوست داشتن را ، سرمشق دلها مي كنم

 

تا تو هستي دلم براي كسي تنگ نمي شود

 

عزيزم تا هستي با ياد تو زندگي برايم خوشبختي بزرگ است

 

مرا هميشه و همه جا در كنار خود احساس كن

 

 كه من هميشه كنار توام


 
به دستهايت علاقه و حس بخصوصی

 

 دارم چون لبريز از محبت اند

 

دوستت دارم و دلم به اندازه بغض

 

آسمان ابری پاییز برایت تنگ شده است

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 14:25  توسط گیتی  | 

فراموش کردنت را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت

 

 

همه چیز را یاد گرفته ام

 

یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم



یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم

 

بی صدا کنم



تو نگرانم نشو !!



همه چیز را یاد گرفته ام !



یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !



یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !



یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...



و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !



تو نگرانم نشو !!



همه چیز را یاد گرفته ام !



یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....


 


یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...

 

و بدون شانه هایت....!



یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !



یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....



و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم

 

و زندگی کنم !



اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...



که چگونه.....!



برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...



و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم ....


 


تو نگرانم نشو !!



فراموش کردنت را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت

 

هیچ وقت

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 14:16  توسط گیتی  | 

شايد . . . آسمان تازه ای مي خواهم

 

 

كسي چه مي داند . . .

 

 

 

شايد امشب زنگي زدم به خودم . . .

 

 

 

امشب در انفرادي اند تمام سلول هاي من

 

 

 

شبي كه هواي بي سقفي مرا گرفته بود

 

 

 

سقفي كه اطميناني دروغ بود . . .

 

 

 

وقتي كه . . .  وقت خيانت بود 

 

 

 

 

روي آسمان ، طرح يك بدن می ماسيد . . .     

 

 

 

 

  و شيري كه از كهكشان مي پاشيد 

 

 

 

شايد . . . آسمان تازه ای مي خواهم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 14:28  توسط گیتی  | 

چهره اي آشنا

 

 

 

ز کوچه هاي غمگين و مات و مبهوت دلم

 

 به تنهايي گذر کردم صدايي آشنا ولي

 

 

غمگين از دورا دور پيدا بود کنجکاوانه

 

 در جستجوي صدا از پيچ و خم هاي کوچه

 

 

گذشتم تا رد پايي که انگار تازه خلق شده بود

 

 يافتم دنبال رد پا را گرفتم که منتهي به

 

 

گورستان شد نا اميد در کنار گوري گمنام

 

نشستم و سرم را پايين انداخته گريستم

 

 

ناگهان دستي بر شانه ام نشست سرم را بلند

 

کردم چهره اي آشنا ديدم که زغم

 

 

آشفته بود پرسيد به خاطر چه دنبالم آمدي فرياد

 

 زدم دوستت دارم اشک از گونه اش

 

 

سرازير شد و گفت آرزو داشتم اين را در دنيا

 

بشنوم نه حال که من در برزخ و تو در رويايي

  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 14:23  توسط گیتی  | 

بعد تو گریه رفیقم

 

 

روزی كه از تو جدا شم روز مرگ خنده هامه

 

روز تنهایی دستام فصل سرد گریه هامه

 

توی اون كوچه غمگین جای پاهای تو مونده

 

هنوز هم امید مجنون  عكس قلبت رو پوشونده

 

بعد تو گریه رفیقم غم تو داده فریبم

 

حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم

 

توی این شهر غریبم توی این شهر غریبم

 

تو با خوشحالی و امید من و تنهایی و حسرت

 

تو در باغ پر از گل

 

من یكی توی شهر غربت

 

روح من همسفر غم

 

توی شهر غصه پوسید

 

قلب من همراه قلبت پاك و پر گلایه پوسید

 

بعد تو گریه رفیقم غم تو داده فریبم

 

حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم

 

توی این شهر غریبم توی این شهر غریبم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 14:11  توسط گیتی  | 

عشق يعني حســـــــرت شبهاي گرم

 

 

تو را در دل

 

دل را در موقع تپیدن

 

وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم

 

من غم را در سکوت

 

سکوت را در شب

 

شب را در بستر

 

وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

 

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

 

زندگی را به خاطر زیبایی اش و

 

 زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

 

من دنیا را به خاطر خدایش

 

خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 17:13  توسط گیتی  | 

زیر بارون

 

 

 

تو داری میری و بارون باز میریزه دونه دونه

 

من میرم سراغ نامه ، سراغ سلام بهونه

 

من میرم تا توی خلوت واسه ی چشات بنویسم

 

فوق فوقش اینه که تو ، باز بهم می گی دیوونه

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 17:7  توسط گیتی  | 

دنیای منی

 

 

دوباره تو كنارمي

 

هواي بوسه با منه

 

تمام آرزوي ما

 

همين به هم رسيدنه

 

دوباره تو سكوت من

 

صداي خنده سازشد

 

شنیدن صداي تو براي من نياز شد

 

دوباره با نگاه من

 

نگاه تو يكي شده

 

دوباره از تو مردنم

 

شبيه زندگي شده

 

به هر دري كه ميزني

 

دوباره مقصدت منم

 

دوباره ميرسم به تو

 

به هر دري كه مينزنم

 

دنبامي ميدوني

 

توي قلبم ميموني

 

درياي آتيشي

 

روياي باروني

 

دستامو ميگيري

 

دنيامو ميبازم

 

دستاتو مييگرم رويامو ميسازم

 

منو به عطر يك نفس تو اوج بوسه خواب كن

 

براي اين يكي شدن روي قلب من حساب كن

 

به اوج قصه ميرسم

 

اگه تو وباورم كني

 

كنار من نفس بكش

 

كه مبتلا ترم كني

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 16:50  توسط گیتی  | 

نگاهت را می تکانی...

70.gif

 

نگاهت را می تکانی

 

از خاطره هایت

 

سُر می خورم

 

به شب احساسِ تو !

 

لب هایت ،

 

به وسوسه های بوسه

 

پشت می کنند!

 

من اما

 

همچنان

 

برای آمدنِ دوباره ی دیروزمان ،

 

دست تکان می دهم !

 

عقربه های ساعت

 

دل شان برای هم ،

 

تنگ شده ،

 

پیش از آنکه

 

به هم برسند

 

خواب شان می برد !

 

من

 

هنوز

 

رسیدنت را ،

 

لحظه شماری می کنم

 

و نبضِ سر و دستم

 

با هم نمی زنند !

 

باور نمی کنی ؟

 

بیا عشق مان را عوض کنیم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 18:10  توسط گیتی  | 

سهم من از خواستن تو یه عشق بی توقعه

 

 

می بخشمت به خاطر دلی که عاشق توئه

 

سهم من از خواستن تو یه عشق بی توقعه

 

دلم می خواست که عشقمو با قلب تو قسمت کنم

 

رفتی

 

ولی هیچ وقت نشد به رفتنت عادت کنم

 

اگه تو رو می بخشم،چون لحظه هام پر از غمه

 

حالا این و خوب میدونم شبیه تو خیلی کمه

 

اگه تو رو می بخشمت به خاطر خاطره هاست

 

گذشته ها گذشت و رفت

 

نگو که راهمون جداست...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 17:42  توسط گیتی  | 

نگاه کن !

 

Tumblr_lclt0wulbj1qe9swxo1_500_large

 

من را همچون تک تک آدم های دور و بر خودت

 

 

همه ی دل نگرانی هایم

 

مثل تمامی زن هایی است

 

که تو می شناسی

 

شاید کمتر . شاید بیشتر !

 

دل نگرانی هایی که

 

گاهی مرا تا سر حد بی خود شدن می برد

 

و گاهی هم باز نمی گرداند

 

از نبودنت می ترسم

 

از بودنت دلهره دارم

 

و باز هم می مانم میان بودن و نبودن تو

 

ای کاش می شد لیلی ات باشم.

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 15:35  توسط گیتی  | 

دوست من

 

 

دوست من ،یاری ام کن

 

تا گرد و غبارم را بزدائی ؛

 

تسکینم می دهی

 

بگذار تکیه گاهم باشی

 

تا زمانی که

 

به تنهائی ،قد برافرازم

 

اکنون کمی سربلند تر ایستاده ام

 

و تو مغرور خواهی بود

 

که

 

دوستی مثل من ساختی ...

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 15:19  توسط گیتی  |